تبليغاتX
دبستان حضرت مریم (ع) شهریار
سوءظن به ديگران

دکتر يوسف قرضاوی

يکی از مبادی مهم اخلاقی در برخورد کارگذران ودعوت گران اسلامی با يکد يگر عبارت از حسن ظن به ديگران  وبرداشتن عينک بد بينی از روی چشمهای خود نسبت به اعمال آنان می باشد ونبايد اخلاق مسلمان چنين باشد که در وقت موازنه کردن اعمال ديگران وموضعگيريهای شان هميشه آنان را متهم وکار خود را توجيه کند زيرا خداوند ما را از برائت جستن وتبرئه نفس خود نهی کرده است. {هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى}[النجم : 32]: خداوند از همان زمان که شما را از زمين آفريده است،واز آن روز که شما به صورت جنينهای ناچيزی در درون شکمهای مادرانتان بوده ايد،از شما به خوبی آگاه بوده است وهست. پس از پاک بودن خود سخن مگوئيد،زيرا که او پرهيزگاران را بهتر می شناسد.

در سر زنش يهوديها که نفس خود را تبرئه می کردند ومی گفتند ما فرزندان خدا ودوستان او هستيم چنين می فرمايد:{ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً}[النساء : 49]: آيا به کسانی که خويشتن را پاک می شمارند ننگريسته ای بلکه خدا هر که را بخواهد پاک می دارد.

چنانکه پيشينيان گفته اند: مؤمن در محاسبه نفس خود بايد از سلطان ستمگر وشريک آزمند بر خود سختگير تر باشد. مؤمن هميشه نفس خود را متهم می کند وتسليم آن نمی شود وخطاهای آن را تبرئه وتوجيه نمی کند وهميشه در مقابل عظمت خدا اعمال خود را اندک شمرده ودر ادای  حقوق خداوند خود را مقصر می داند. مؤمن هميشه مشغول اعمال خير واطاعت خدا وپيامبر اوست ومی گويد : می ترسم که خدا اين اعمالم را قبول نکند زيرا خداوند آنرا از اهل تقوی قبول می کند وچه می دانم که من از آنها هستم؟!

اما هميشه کاربندگان خدا وبرادران دينی ودعوتگران هم مسير خود را توجيه منطقی می کند وتکرار کننده شعار سلف صالح است که می گفتند: برای برادر دينيمان از يک تا هفتاد عذر ذکر می کنيم وسپس می گوييم: شايد عذر ديگری هم داشته باشد وما از آن بی خبر باشيم! حسن ظن نسبت به خدا وبندگان خدا از بزرگترين شعبه های ايمان ودر مقابل سوء ظن نسبت به خدا وبندگان خدا از شعبه های ضعيف ايمان است.

سوء ظن يکی از خصلتهای بدی است که قرآن وسنت مسلمانان را از آن بر حذر داشته اند ودر اسلام اصل واساس بر اين است که مسلمان را بر  صالح بودن حمل کنيد وجز خير گمان ديگری بر آن نداشته باشد وبنابر غالب بودن جانب خير بر جانب شر،اعمال او را هميشه بر وجه نيکو حمل کنيد، خداوند می فرمايد: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ و} [الحجرات : 12]: ای کسانی که ايمان آورده ايد از بسياری از گمانها بپرهيزيد. زيرا برخی از گمانها گناه است. پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم هم می فرمايد :« إِيَّاكُمْ وَالظَّنَّ فَإِنَّ الظَّنَّ أَكْذَبُ الْحَدِيثِ» يعنی خود را از گمان بر حذر داريد زيرا گمان در وغترين وبدترين سخن است ( ومنظور از آن سوء ظنی است که در آن دليل قطعی نباشد).

 [ صحيح البخاری،رقم الحديث،5143] چاب دوم ، 1999م،  دار السلام رياض،سعودی.

اساس بر اين است که هر مسلمانی هرگاه نسبت به برادر دينی خود هر نوع شر وبدی را شنيد در نفس وقلب خود هيچ تصور بدی به وی نسبت ندهد وجز خير گمانی به او نبرد. چنان که خداوند در دنباله بحث افک می فرمايد:{ َلوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْراً وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ}[النور : 12]: چرا هنگامی که اين تهمت را شنيديد مردان وزنان مؤمن نسبت به خود گمان نيک بودن وپاکی وپاک دامنی را نيند يشيدند ونگفتند اين تهمت بزرگ وآشکار است؟

در حديث ضعيفی به روايت طبرانی نقل شده که هيچ کسی از سوء ظن مصون نيست که توسط روايت بخاری تقويت می شود. در کتاب بخاری روايت شده: دو تن از ياران پيامبر در حال اعتکاف بودند وپيامر را ديدند که با زنی در حال صحبت کردن است وبه سرعت به پيامبر خيره شدند. وفوراً پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم فرمود:«عَلَى رِسْلِكُمَا إِنَّهَا صَفِيَّةُ بنتُ حُيَيٍّ فَقَالا: سُبْحَانَ اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَقَالَ:إِنَّ الشَّيْطَانَ يَجْرِي مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّمِ، وَإِنِّي خَشِيتُ أَنْ يُقْذَفَ فِي قُلُوبِكُمَا شَيْئًا أَوْ قَالَ:شَرًّا»عجله نکنيد اين صفيه بنت حُيَيٍّ(همسرش) است! گفتند: ای پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم آيا ما جز خير گمان ديگری به تو ببريم؟ پيامبر فرمود: شيطان ( مانند خون) در مجاری خون بنی آدم جاری می شود ترسيدم شری را در دل شما بيفکند.

 [المعجم الآوسط للطبرانی، رقمالحديث : 19679، وصحيح البخاری،رقم الحديث:2038].

بهر حال اگر چه سوء ظن چيزی است که کمتر کسی از آن در امان می ماند اما بر هر مسلمان دعوتگری لازم است در سوء ظن بردن به مسلمان تسليم وسوسه های شياطين نشود. بلکه مسلمان بايد هميشه به جای کنجکاوی وجستجوی در لغزش وعيوب برادران دينی خود عيوب  آنها را مخفی گرداند ودر اشتباها تشان برای آنها ملتمس به عذر شود.

همانا مبغوضترين مردم نزد پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم ودور ترين آنها از محضر پيامبر در روز  قيامت کسانی هستند که به حريم لغزشها تجاوز کنند وباعث آبروريزی ديگران شوند.

هر گاه از مسلمانی کاری صادر شد که در صد احتمال خير وبيست در صد احتمال شر داشته باشد شايسته است اين کار به وجه خير ممکن واحتمالی حمل شود واگر حتی احتمال يک وجه خير هم در آن کار نبود تأمل بکند وعجولانه ديگران را متهم نکند چه بسا در آينده نيکی وبدی آن کار وقصد انجام دهنده معلوم شود.

چه نيکو است شعر شاعر در اين باره:

تأن ولا تعجل بلومک صاحباً         لعل له عذراً وأنت تلوم؟

آرام باش وبا عجله رفقيت را مورد سرزنش قرار مده شايد عذری داشته باشد وتو به ناحق او را سرزنش کنی!

[أبو عبيد البكري، فصل المقال في شرح كتاب الأمثال، چاب اول ، مؤسسة الرسالة، 1971م، بيروت- لبنان].

از جمله چيزهايی که پرهيز از آنها لازم وضروری است متهم کردن نيت ديگران وقضاوت در باره سريات وجريانات درونی آنها می باشد زيرا داخل شدن در اين مسائل فقط کار خداست که هيچ چيز مخفی بر وی پوشيده نمی ماند وهيچ چيز چه سری باشد يا آشکار از وی پنهان نيست.

اين گونه ادب وفرهنگ شايان آن است که هر مسلمانی خود را به آن مزين کند،پس مسلمانی که به خاطر اسلام وبرای حفظ دين در حال مجاهدت است ومردم را به اسلام دعوت می کند ودر راه دفاع از آن جان خود را فدا می کند،چگونه می تواند از اين ادب بی بهره باشد؟

به همين خاطر انسان وقتی بعضی از عاملين اسلام وحاملين دعوت اسلامی را می بيند که بعضی ديگر از برادران خود را به صورتهای مختلف مثل خائن  يا مزدوربودن متهم می کنند کاملا تعجب می کند واز آن رنج می برد. عده ای را مزدور غرب وعده ديگر را دست نشانده شرق می دانند وبا پيروی از مادّ يگران وملحدين ودشمنان اسلام برادران خود را فقط به علت اينکه در يک رأی يت يک موضعگيری با آنها اختلاف دارند يا به علت اينکه آنان برای کار دينی از  وسيله ای استفاده می کنند که اينان آنرا قبول ندارند،مورد تهمت قرار می دهند. در واقع اين گونه ديدگاه و  اخلاق برای کسی که از کتاب خدا وسنت پيامبر تفقه وآگاهی داشته باشد اصلاً جايز نيست.

دايره سياست شرعی دايره ای گسترده وو سيع،ونظريات در آن متفاوت است يکی در آن سختگير وتنگ نظر،ويکی ديگر آسانگير ودارای وسعت نظر است بويژه که افکار مردم در برآورد مفاسد ومصالح در وراء يک چيز مشخص،به شدت مختلف است.

شايسته است حسن ظن را پيشکش گردانيم ودنبال گمانهای بد نيفتيم زيرا گمان بد چيزی از حق را برآورده نمی کند.

يکی معتقد است در اين مرحله بايد در مقابل فرمانده سکوت کرد وديگری بر اين عقيده است که بايد در مقابلش ايستاد. يکی معتقد است مقابله بايد به شيوه افهام وتفهيم باشد وديگری می گويد بايد به روش قوت وارد عمل شد.

 تمام اين نظريات در دايره وميدان اجتهاد هستند ودر اين مورد تجاوز به حريم دين وايمان يا تقوی شخصی به هيچ شيوه جايز نيست وارتکاب آن خطر ناک است واين خطر وقتی شديد می گردد که پيروان هوا وهوس وپيروان ظن وگمان با يکديگر جمع شوند چنان که خداوند مشرکين را چنين سرزنش می کند که دنبال هوا وهوس وگمان افتاده اند:{إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى}[النجم: 23]

( آنان) جز گمان وآنچه که نفس هايشان ميخواهد پيروی نمی کنند در حاليکه محققاً از جانب پروردگار شان هدايت ورهنمود برايشان آمده است.

{ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ .. }[القصص : 50]: چه کسی گمراه تر و سر گشته تر از آن کسی است که بدون راهنمائی خداوند از هوی وهوس خود پيروی می کند ؟!

به همين خاطر خداوند انبيا را با وجود مقامی که نزد خدا دارند از اتباع هوا هشدار می دهد چنان که نسبت به حضرت داوود عليه السلام می فرمايد:{يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ}[ص : 26]: ای داوود ! ما تو را در زمين خليفه گردانيديم پس در ميان مردم به حق داوری کن واز هواهای نفس پيروی مکن زيرا تو را از راه خدا منحرف می سازد.

در يکی از آيات مکی نسبت به خاتم الانبياء می فرمايد:{ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ }[الجاثية : 18]: سپس ما تو را به آيين وراه روشنی از دين قرار داديم. پس از اين آيين پيروی کن وبدين راه روشن برو واز هوا وهوسهای کسانی پيروی مکن که آگاهی ندارند.وجود اخلاص به خاطر رضای خدا موجب جمع شدن افکار واتحاد مسلمانان می شود اما پيروی از هوا وهوس موجب تفرق واز هم پاشيدگی می شود. زيرا حق يکی است اما عدد هوی های نفسانی به اندازه تمام انسانها است. بيشترين وسيله وخطر ناکترين سبب که باعث از هم پاشدگی مردم وتبديل آنها به گروهها وطوائف شده چه در قديم وچه در حال حاضر همان پيروی از هوا وهوس خود يا اهوای ديگران بوده است.

بنابراين حقيقت،گروههايی را که از صراط مستقيم منحرف شده اند اهل " اهواء" ناميده اند. زيرا در بسياری از مواقع يک اختلاف جزئی وغير ريشه ای وغير حقيقی را آنقدر بزرگ کرده ودر آن دميده اند که موجب فتنه ها وبلاهای سنگينی شده است. از خداوند می خواهم تا ما را از پيروی هوا وهوس وتفرقه محفوظ گرداند.

دکتر يوسف قرضاوی

برگردان: عمر قادری

پی نوشت ها:

بيداری اسلامی وفرهنگ اختلاف،مولف يوسف قرضاوی؛برگردان: عمر قادری،ص: 214.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:15  توسط کارکنان دبستان حضرت مریم (ع) | 

عيد سعيد غدير خم

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.

 

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.

 

داستان غدير خم

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.

نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.

 رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر  كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند.  سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه:‌ «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.

  

سنديت واقعه غدير خم

مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود نام راويان حديث غدير را به ترتيب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر
، در ميان تابعين 84 نفر، در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر، در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر، در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر، در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر، در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر، در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر، در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر، در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر، در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر، در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر، در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر.

حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذى، «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى به مضامين مختلف ذکر شده است.

 

مفهوم عيد

هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصاً شيعيان عيد شمرده اند. لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در  نوروز بازگشت حيات را به پيكر سرد گرامي مي دارند، حياتي كه در هجوم خزان به سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا كه  گويي هرگز نبوده است. 

در مقام تطبيق اين نكته با موازين مكتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است كه وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلاً در ماه مبارك رمضان آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصي هاي وجودش را ذوب مي كند تا عبوديت ناب در آن تجلي كند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس. غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خويشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است، علاوه اينكه عيد غدير تشريع هم شده است.

در زير به نمونه هايي از رواياتي كه غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود  :

فرات بن ابراهيم كوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه ايشان به نقل از پيامبر اكرم فرمودند :يوم غدير خم افضل اعياد امتي ؛روز غدير بزرگترين عيد امت من است .حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست؟ فرمودند: بلي و اين عيد از آن دو عيد ديگر با فضيلت تر است .گفتم كدام روز است ؟فرمود: روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم .عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد انبيا عليهم السلام روزي كه وصي خود را نصب مي كردند امر مي كردند كه آن روز  را جشن بگيرند.

 وقتي به سيره ائمه و پيامبر اكرم مراجعه مي شود در مي يابيم كه پيامبر و  امير مؤمنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يك عيد برخورد كرده و  مسلمانان را به تبريك و تهنيت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن عليه السلام روز عيد غدير در كوفه مهماني بزرگي برپا مي داشتند.

 امام علي با فرزندان و گروهي از پيروانش بعد از نماز براي شركت در مجلس  به منزل امام حسن عليه السلام مي رفتند .و پس از اتمام مهماني امام حسن عليه السلام  هدايايي به مردم اعطا مي فرمود .لذا اين حركت امام حسن عليه السلام موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت كنند.

 

اعمال غدير
 حادثه غدير حادثه بزرگي است و عيد غدير عيدي بزرگ و شايد شريفترين عيد مسلمانان است. در بيان ائمه عليهم السلام براي اين روز بزرگ اعمالي وارد شده است كه به برخي از آنان اشاره مي شود:
 1
ـ تحكيم بيعت با ولايت
 
همانگونه كه پيامبر اكرم بعداز نصب امام علي عليه السلام به امامت مسلمين به جماعت مسلمانان امر كرد كه با او بيعت كنند در سالروز آن حماسه جاويد پيامبر تجديد آن بيعت سفارش شده است. لذا زيارت اميرالمومنين و ساير ائمه مستحب است. به همين منظور ادعيه زيادي نيز وارد شده است.
 2
ـ اظهار سرور و شادماني
 
در وصف شيعه و شيعيان گفته شده است كه به شادي ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است كه عيد غدير شادي بخش ترين عيد ائمه است و شادماني شيعه در اين روز فرض است و هارون گويد در روز هيجدهم ذيحجه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم كه فرمود: حقا كه روز غدير روز عيد فرح و سرور است .در روز عيد غدير اظهار فرح و  امير المومنين علي عليه السلام نيز فرمودند :
 در روز عيد غدير اظهار فرح و شادماني
کنید و برادران مسلمان خود را نيز شاد گردانيد.
 3
ـ مصافحه كردن
 
مصافحه يا دست دادن از آداب اسلامي است و در روز عيد غدير به آن تاكيد بيشتري شده است. امام علي عليه السلام فرمودند: روز عيد غدير هنگامي كه  يكديگر را ملاقات مي كنيد با هم مصافحه کنید.
 
ذكر مخصوص اين روز نيز هنگام مصافحه سفارش شده است؛ الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایت اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام .ترجمه سپاس خداي را كه ما را از جمله درآويختگان به ولايت اميرالمؤمنين علي و ائمه عليهم السلام قرار داد.
 4
ـ پيمان اخوت و برادري
 
از برنامه هاي اسلام ايجاد اخوت و برادري است. و به همين منظور پيامبر اكرم بين مسلمانان مهاجرين و انصار پيمان برادري بست و با پيمان اخوت علي را با خويش برادر نمود و در برخي از زيارات كه خطاب به پيامبر مي خوانيم: السلام عليك و علي اخيك علي بن ابيطالب عليه السلام يعني سلام بر تو و برادرت علي اشاره به همين برادري است .پيمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدير است و صيغه مخصوصي دارد كه در مفاتيح الجنان آمده است.
 5
ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ويژه اسلامي است. اما در ايام بزرگ مثل عيد غدير بر  آن تأكيد بيشتري شده است. در سيره امام حسن عليه السلام است كه ايشان روز عيد غدير مهماني مي داد و شخص  امام علي عليه السلام نيز در آن مراسم شركت مي كرد .
 6
ـ صله رحم
صله رحم از پسنديده ترين آداب اسلامي است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تأكيد فراوان نموده است. اما در روز عيد غدير بر اين نكته سفارش بيشتري شده است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: از كارهايي كه در روز عيد غدير مستحب است صله رحم است.
 7
ـ رفع حاجت مؤمنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالي است كه اسلام براي آن ارزش خاصي قائل شده  است و ائمه آن را از چند طواف برتر مي دانند. در روز غدير اين عمل فضيلت بيشتري دارد. امام علي عليه السلام فرمودند :
كسي كه مؤمنان را در روز غدير تكفل كند نزد خداي متعال من ضامنش هستم  كه از كافر شدن و پريشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مؤمنان سبب عاقبت به خيري است .
8
ـ غسل كردن و لباس نو پوشيدن
امام صادق عليه السلام فرموده اند در روز عيد غدير پاكيزه ترين لباسهاي خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوي حاصل مي شود و با نظافت طهارت ظاهري.
9
ـ تشكيل اجتماع
در روز عيد غدير به جهت يادآوري روزي كه پيامبر به امر خداوند علي عليه السلام را به امامت امت اسلامي نصب كرد، بجاست در مراكز گوناگون گرد آييم و به ياد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشيم. ائمه سفارش كرده اند كه به جهت يادآوري مقام محمد صلوات الله عليه و آل او عليهم السلام اجتماعات تشکیل بشود .و خود نيز از اين گونه اجتماعات برپا مي داشتند .
10
ـ دعا روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالي است كه در همه اعياد مورد سفارش و تأكيد است خاصه در روز عيد. غدير حسن بن راشد گويد: از امام صادق عليه السلام درباره عيد غدير پرسيدم و حضرت فرمود: اين عيد از عيد قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگيريد و بر محمد و آلش زياد صلوات بفرستيد.

 

http://www.irib.ir/occasions/qadir/qadir-fa.HTM
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 19:22  توسط کارکنان دبستان حضرت مریم (ع) | 

 

عید قربان  وشب یلدا در دبستان حضرت مریم

هدف: آموزش مهارت های زندگی  وآشنایی با آداب ورسوم

 این عید وشب یلدا

درجلسه ای که  با حضور اولیاء هرکلاس ومعلم مربوطه برگزارشد تصمیم گرفته شد

 1- مراسم عید قربان وشب یلدا همزمان  روز پنجشنبه 29/9/ برگزار شود

2-- هریک از اولیاء مسئولیت کاری را به عهده بگیرد .

(کاشتن سبزه به مناسبت عیدقربان تا غدیر – تهیه میوه ( هندوانه ) شیرینی آجیل نقل وشکلات )

همکاران دقایقی از وقت کلاس را به صحبت کردن پیرامون اهمیت این روز اختصاص دادند. 

تبریک گفتن دانش آموزان کوچکتر به بزرگتر .

برگزاری مسابقه فرهنگی در مدرسه ( ساخت کعبه )

چیدن میز شب یلدا

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 9:43  توسط کارکنان دبستان حضرت مریم (ع) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دبستان حضرت مریم در شاهدشهر قراردارد .
سعی می کنیم در این وبلاگ موضوعات متنوعی را عنوان کنیم .
با آرزوی موفقیت برای همه عزیزان

نوشته های پیشین
هفته اوّل تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
پیوندها
مديريت آموزش وپرورش شهرستان شهريار
وزارت آموزش و پرورش
قالب وبلاگ رايگان
شبكه رشد ملي مدارس
كارشناسي ارزيابي عملكرد
كارشناسي گروه هاي آموزشي
كارشناسي آموزشي ابتدايي
دبستان سپهان
دبستان شهيد اسدي
دبستان دخترانه صابران 2
دبستان دخترانه باقرالعلوم
دبستان نصر
دبستان پسرانه اميد
دبستان دخترانه انصارالمهدي
دبستان علي اكبر فولادي
در مورد امام علی (ع)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

PARSTools.com ‍Clock Code -->