![]() |
![]() |
|
|
عيدسعید قربان، روز بندگی و ذبح نفس اماره
در پیشگاه الهی به همه مسلمانان به ویژه
هموطنان عزیز تهنیت باد
آن روز كه ابراهيم با پاهاي لرزان اما قلبي مطمئن فرزندش اسماعيل را كه براي داشتنش دعاهاي بسيار كرده بود، به مذبح ميبرد، از تمام نفسانيات خود در پيشگاه خداوند گذشت. اگرچه در لحظات آخر به فرمان خداوند تيغ از گلوي فرزند بركشيد و گوسفند فرستاده شده از سوي پروردگارش را قرباني كرد، اما امتحاني را كه بايد ميداد، پس داد و همراه با خشنودي خداوند از پرهيزگاري بندهاش او نيز از سربلندي در امتحان سرخوش بود و اگر امروز نيز راهيان زيارت خانهء خداوند ابراهيم، در روز دهم ذيحجه به مسلك پيامبر موحدين كه امضاي پيامبر اسلام را نيز به همراه دارد، گوسفندي را در پيشگاه خداوند قرباني ميكنند، در حقيقت تيغ بر گلوي نفسانيات و خواهشهاي دنيوي خود گذاشته و گامي در جهت قرب الهي برميدارند.پس با فرا رسيدن دهم ذيحجه عيد سعيد قربان، روز اعلام تقرب جستن به پيشگاه الهي را به تمامي مسلمانان و موحدين جهان تبريك ميگوييم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 20:56 توسط کارکنان دبستان حضرت مریم (ع) |
|
|
تولد: امام محمدباقر(ع) در ر وز اول ماه رجب سال57 هجري در شهر مدينه د يده به جهان گشود. به خاطر شباهتي كه به جدش داشت نامش را محمدناميدند. چون علم را مي شكافت واسرار آن را آشكار مي ساخت به لقب باقر معروف شد. پدرش حضرت سجاد ومادرش فاطمه از دختران امام حسن مجتبي بود. ويژگي هاي اخلاقي امام :
امام محمد باقر هميشه لباس نو وتميز مي پوشيد وبه خود عطر مي زد وبسيار آرام وآهسته راه مي رفت. روزي تنگ بينان بر او خرده گرفتند كه جدت علي (ع) لباس كهنه وارزان قيمت مي پوشيد وشما چرا لباس هاي تميز وگرانبها مي پوشي؟در جواب فرمود: چون مردم در آ روز همه فقير بودند .علي مي بايست از لباس كهنه وغذاي ساده استفاده كند ولي امروز مردم در رفاه وآسايش به سر مي برند ومن نبايد آن لباسها را بپوشم.كارجدم در آن روز هماهنگ با عدالت ورهبري بود وامروز هم كار من موافق با عدالت ورهبري است. درباره ادب وتربيتش مي نويسند : هيچ گاه خنده بلند نمي كرد وهميشه آرام ومؤدب سخن مي گفت وهيچ وقت عصباني نمي شد به همه احترام مي گذاشت ودر مورد دست دادن فرمود: اين كار دل ها ر ا به هم نزديك مي كند امام در مناجات با خدا دبسيار مي گريست اما گريه بلند نمي كرد هر گاه سخن مي گفت اول وآخر كلامش با نام خدا بود . مقام علمي امام: شيخ طوسي مي نويسد مردي از اهالي شام به خدمت امام ر سيد وگفت چون تومرد علم ودانشي مجلست براي من پربار وارزش است ولي خودتو ودودمانت را دشمن مي دارم . چندروز گذ شت آن مرد مريض شد حضرت با ياران خود به ديدنش رفت واحوالش را پرسيد حضرت دستوراتي براي خوراك ودرمان به خانواده اش داد ودعا كرد وبرخاست .طولي نكشيد حال آن مرد خوب شد خود را به مجلس امام رسانيد واظهار پشيماني كرد. سخناني كوتاه از امام -د روغ از خرابي ايمان است -خداوند شخص بدزبان را دوست ندارد -هركس در انجام كارها ي مردم بكوشد واز كارشان گره بگشايد مانند مسلمان شهيدي است كه در جنگ بدر واحد كشته شده باشد. مشخصات امام (ع) نام :محمد لقب :باقر كنيه:اباجعفر پدر :حضرت سجاد (ع) تولد:57هجري مدت عمر:59سال مدت امامت:23سال شهادت:سال117هجري مقبره مطهره:قبرستان بقيعئ منبع: زندگي نامه چهاره معصوم ومادر ايشان نويسنده جواد نصرتي [زهرا شهابيان ] |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 18:37 توسط کارکنان دبستان حضرت مریم (ع) |
|
|
|||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:8 توسط کارکنان دبستان حضرت مریم (ع) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دبستان حضرت مریم در شاهدشهر قراردارد .
سعی می کنیم در این وبلاگ موضوعات متنوعی را عنوان کنیم . با آرزوی موفقیت برای همه عزیزان |
|
RSS
|